تبليغاتX
فراتر از بودن
شنبه بیست و ششم اسفند 1385

 

یادداشت های روزانه ویرجینیا وولف

ترجمه خجسته كیهان

نشر قطره

 

ویرجینیا وولف را چقدر می شناسید؟ فكر می كنم اولین چیزی كه با این نام به یاد خیلی ها می آید نیكول كیدمن باشد در "ساعت ها". ولی ویرجینیا وولف واقعی، ویرجینیایی كه در دفتر خاطراتش می توان لمس كرد و دید، انسان دیگری است.

در این یادداشت ها می توان دید كه كتاب های او چگونه متولد می شدند. تقریبا همیشه با رنج. "خیزاب ها" هجده بار بازنویسی شد. او در تمام سال های آفرینندگی ادبی اش كمتر كتابی را توانست بدون وقفه های ناشی از بیماری بنویسد. و بیشتر اوقات تحت فشار ناشی از زن بودنش بود. وقتی فیلم "ساعت ها" را می دیدم با خودم فكر می كردم پس ویرجینیایی كه این قدر دوستش داشتم، نویسنده "اتاقی از آن خود" و "به سوی فانوس دریایی" چنین زنی بوده؟ حالا می دانم كه نه! او همان قدر كه می توانست افسرده و مردم گریز باشد، عاشق صحبت كردن با مردم و لذت بردن از یك منظره بود. همان قدر كه نسبت به نقدها حساس بود، نسبت به تحسین ها هم بود(در اوایل كار هردو زیاد و در اواخر كار هردو كم). ویرجینیا زن زیبایی بود كه تا زمانی كه می توانست از مغزش برای خواندن و نوشتن كار بكشد زندگی برایش لذت بخش بود. او بارها و بارها در خاطراتش نوشته كه زندگی برایش تنها و تنها نوشتن است. در انتهای این كتاب یا به عبارت بهتر، این دفتر خاطرات، با حسرت فراوان از خودم پرسیدم آیا نمی شد جنگ جهانی دومی اتفاق نیافتد تا ویرجینیا دست از مبارزه برندارد، تا كتاب های بیشتری بنویسد؟

 

پ.ن: دلم می خواست خیلی بیشتر درباره ویرجینیا وولف بنویسم. به خاطر احترام عمیق به زیبایی ای كه در تمام كتاب هایش موج می زند. و به خاطر احترام به اینكه كتاب هایش را به عنوان یك زن، و به عنوان ویرجینیا نوشت و تحت سیطره هیچ نام و سبكی قرار نگرفت. ولی انگار ذهن بدعادت‌شده‌ام نیازمند تمرین بیشتری برای برگشتن به حالت عادی است!

 

+ نوشته شده در 23:8 توسط فائزه.