
نامه را ترجیح می دهم. همیشه نامه را ترجیح داده ام به همه شكل های دیگر ارتباط. البته منظورم ارتباط از راه دور است. و اگر بخواهم نهایت صداقت را به كار ببرم هر وقت امكان گفتن حرفی به صورت رودررو برایم نبوده باز هم نامه را انتخاب كرده ام. عاشق هیجان و انتظاری هستم كه هر نامه با خودش دارد. بی قراری، چشم به راه بودن. نامه نطلبیده هم حكم آب نطلبیده را دارد كه مراد است در هر حال.
این روزها نامه ها بیشترشان شده اند ای- میل، هر چقدر بیشتر منتظر نامه ای باشیم بیشتر چك میل می كنیم. هر بار كه سراغ میل باكسمان می رویم از ته دل آرزو می كنیم یك نامه قشنگ داشته باشیم كه بخوانیم و از خواندنش لذت ببریم. و بعد دست به قلم می شویم و می نویسیم تا نویسنده را در لذت خوانش مان شریك كنیم. و این طور می شود كه حتی روزی دو، سه نامه به یك نفر بفرستیم یا از یك نفر بگیریم، چه خوب!
نامه هایی هم هستند كه نویسنده خودش می آید با دو دستش می دهد به شما كه بفرمایید بخوانید. گرفتن این نامه ها خیلی لذت بخش است: احساسی كه عظمتش جلوی به زبان آوردنش را گرفته است. من و دوستانم كم از این نامه ها به هم ننوشته ایم كه حالا همه شان را به شكل یادگاری هایی مقدس نگه می دارم. نامه ها را به هم می دادیم و اغلب یك جوری جیم می شدیم تا بخوانیم/خوانده شویم، و بعد برمی گشتیم تا اثرش را ببینیم. كافی بود به چشم های هم نگاه كنیم تا ببینیم چه كرده ایم! و بعد انگار سدهای گفتار برداشته می شدند و...
دسته سوم نامه ها می شوند آن هایی كه الان دارند از رده خارج می شوند، نامه هایی كه روی كاغذ نوشته می شدند و باید منتظر پستچی ماند برای رسیدن شان. آن وقت است كه مدام ساعت را نگاه می كنی، با هر صدای زنگ دری از جا می پری، و وای كه صبح، شب نمی شود و شب، صبح. برای نوشتن این نامه هاست كه دنبال كاغذ خاصی می گردید و قلم خوبی انتخاب می كنید و خوش خط می نویسید و... كه نامه تان احساس تان را با خودش ببرد به دورها. حیف كه سرعت، این روزها مهلت لمس این همه قشنگی را از آدم ها گرفته است...
و من عاشق هر سه نوع این نامه ها هستم! خوب بابا می دانم تلفن اختراع شده، ولی من دوستش ندارم، یعنی چندان دوستش ندارم. البته خوب است، اما برای گفتن روزمره ها، برای شنیدن صدای كسی كه دلتنگش شده ایم (فقط برای شنیدن)، برای خبر گرفتن و خبر دادن، خلاصه برای هر چیزی كه عمقش زیاد نباشد. خدای من شما كه انتظار ندارید هیچ چیز عمیقی بتواند از این خطوط رد شود و به مقصد برسد؟
الان از خودتان می پرسید این متن برای چه نوشته شده است، متنی كه حتی تكلیفش با خودش معلوم نیست. خوب نوشته شده تا بگوید بابت نامه هایتان ممنونم! حتی شاید نوشته شده تا آرام در گوش تان زمزمه كند من عاشق نامه هایتان هستم هر وقت فرصتش را داشتید برای من نامه بنویسید!
پ.ن1: جهت اطلاع چند نفری از نامه نویس های تنبل: این دلیل نمی شود دلم نخواهد ببینم تان یا صدایتان را بشنوم یا با هم چت كنیم!
پ.ن2: كلی كتاب خوانده ام، كه از خواندن بعضی هایشان عمیقا لذت برده ام ولی نمی دانم چرا دستم به نوشتن نمی رود، كاش برود!!!