تبليغاتX
فراتر از بودن
جمعه یازدهم فروردین 1385
تکبیر ستاره

با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان

مهربان باش چو بر حمل امانت بگماری

تو بر ارکان شریعت نزدی سقف معیشت

سیر چشمی تو،رسالت ز تجارت نشماری

به خدائی که تو را شاهد سو گند قلم کرد

که حریفان قلم را به فقیهان نسپاری..

 

                           (عبدالکریم سروش)

 

 

مظلومیت با تو آغاز داشت ، با تو روئید، مظلومیت ذات حقیقت است ، چون ابزارش حق است.

تو ساختی و رفتی و زمین از بشر تزویر رویانید و دکان دین فروشی.

وجوب رحمت برای بشر با تو شکل گرفت ،تنها اذن نجات داری ،خلوص ، طهارت.

    ای باران ..

 

آب گفت الوده را در من شتاب

گفت آلوده من دارم شرم از آب

گفت آب این شرم بی من کی رود

این آلودگی بی من زائل کی شود

 

باورش تند است و خارج از درک ،

نمی دانی بعد تو، زمین یادمان داد ،بی اجر  ننویسیم ،فکر نکنیم ،   فتوا ندهیم.

یادمان داد تقدس بزدائیم از تو ،و روشنفکر (!!) باشیم  چون کودکی که در بازی بچه گانه اش پدر را می کشد.

 

 

هنگامی که از تو سخن می گویم ای باور زمین ، زمان ها با تو می ایستد و با تو به سراغ شمس می رود.

ای رعد به هنگام ،ای قاتل تزویر .

 

از تو انچنان می نویسم که خار از گل ،جوی از اقیانوس

انگارم چون دخترک نو شکفته احساسی که

قلم می کشد ،بنویسد تا عاشقش شوند

 

امروز انچنان محتاج است برایتمحمد که روز  به خورشید.

 

 

         نوشته شده توسط فـ سپید

 

+ نوشته شده در 3:31 توسط فائزه.